تبليغاتX
سرزمین تنهایی


با تو بودم و بی تو و اکنون ، بی تو هستم و با تو ؟! 

 

من به هر جمعیتی نالان شدم         جفت خوش حالان و بدحالان شدم

هرکسی از ظن خود شود یار من       از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله ی من دور نیست       لیک....

 


تولدت مبارک ای سرزمین ...

     |   نویسنده : داداش   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

 

روز مادر بر همه مادران و مادر دوستان مبارک باد .

 

 

 

     |   نویسنده : داداش   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

مرگ

 

آرزوي در آغوش كشيدن و خيره شدن در چشمانت را داشتم تا آرام گير در آن دم ، به دنبالت دوان دوان مي آمدم و تو از من گريزان بودي ، به هر دري مي زدم به هر فريبي متوصل مي شدم تا بيايي در كنارم و مرا با خود ببري اما نيامدي كه نيامدي . و امروز كه مي آيي به سراغم من از تو گريزانم ، ديگر آغوشت براي گرم و راحت نيست ، ديگر نگاهت برايم شيرين نيست ، اكنون از ديدنت هراسانم و فراري از دستان پر توانت . مي خواهم بگريزم از تو ، چرا وقتي خواستم و چشم در انتظارت بودم نيامدي ، چرا اكنون كه ديگر آرام شده ام آمده اي ، چه در سر داري  اي مرگ...

 

     |   نویسنده : داداش   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   



سرزمین تنهایی

هرچه را در دل داریم به قلم می آوریم
شاید بازدید شما مرحمی باشد بر زخم ما

آرشیو مطالب تیر 1387
خرداد 1387
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
تیر 1385
آرشیو موضوعی لینک دوستان بی تو هرگز
باران آرزوها
دریای عشق
عروسك سرنوشت
ملیکا
خودنويس
ربط دار
فريدون مشيري
ريط دار
غريب آشنا
طراحی وب سایت
مدیریت وبلاگ شخصی
لینک روزانه نویسندگان وبلاگ بهار
داداش
خروجی وبلاگ feed