| جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 - [19:16] |
افسار بریده ام
و افسار بریده می تازم
اما
نمی دانم به کجا ...
نمی دانم ؟
شاید برای همیشه خداحافظ ...
| شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 - [19:40] | آرزو |
سكوت، سكوت خيالي است شورانگيز از يك نياز خاموش و هجوم واژه هاي تكراري و رويايي دست نايافتني از يك دنياي آبي آبي آبي
و تنهايي يعني سكوت يعني سكوتي هميشگي ....
| چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 - [1:10] | بیاد دکتر علی شریعتی |
محبوب من امروز به سراغ من آمد و در حالي كه چهره ي تند و چشمان آمرانه اش – كه هميشه حالتي مهاجم داشت – معصوميتي حاكي از فداكاري و ايثار گرفته بود ، گفت : دوست من ، تو را سوگند مي دهم كه نياز من به داشتن تو كه حيات من بدان بسته است تو را در بند من نيارد اگر مي خواهي ، برو ، اگر ميخواهي بمان ! آنچنان كه مي خواهي ، " باش "!
بر روي اين زمين ، در رهگذر تند بادهاي آوارگي ، تنها رشته اي كه مرا به جايي بسته بود گسست اگر گفته بودي ، بمان ! مي دانستم كه بايد بمانم ، و اگر گفته بودي ، برو ! مي دانستم كه بايد بروم . اما اكنون اگر بمانم نمي دانم كه چرا مانده ام ، اگر بروم نمي دانم كه چرا رفته ام ، چگونه نينديشيده اي كه يك انسان ، يا بايد بماند يا برود ؟ و من اكنون ، در ميان اين دو نقيض ، بيچاره ام . كسي كه عشق رهايش مي كند "بودن" ي است كه نمي داند چگونه بايد باشد ؟ و چه دردي است بلاتكليفي ميان وجود و عدم !
دكتر علي شريعتي
| شنبه هشتم اردیبهشت 1386 - [17:27] |
وفات حضرت معصومه زهرا (س) بر شما عزيزان تسليت باد
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است

اگر درمانده اي در شش در محنت بيا اينجا كه كام نامرادان جهان گردد روا اينجا
آرشیو مطالب
تیر 1387
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
لینک روزانه
نویسندگان وبلاگ
بهار
خروجی وبلاگ